![]() |
![]() |
|
| رویاهای کلاسیک |
|
قيامت بي حسين غوغا ندارد "شفاعت بي حسين معنا ندارد" حسيني باش كه در محشر نگويند " چرا پرونده ات امضاء ندارد " مرغ روحم به نجف میل پریدن دارد
چون کبوتر دلم از شوق پریدن دارد کاظمین و نجف و سامر و صحن حسین
خوشتر از خلد برین است که دیدن دارد در جهان نیست سری عشق حسینش نبود
گر بود همچو سری جای بریدن دارد خوش گلی رست به گلزار عزای شه دین
عاشقانش بشتابید که دیدن دارد شاعرش بود محمد که وطن بود شیراز
سخنی گریه کنان گفت شنیدن دارد دید زینب به سر نی چو سر شاه شهید
گفت یاران کمرم عزم خمیدن دارد " یا حسین "
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 27 دی1386ساعت 17:19 توسط محمد معتمدی |
|
|
زمین برای من دیگر هیچ جاذبه ای ندارد ، برای او هم نداشت ، حتی برای ستاره ای که به اون خیره بود ، اما دیگه سوئی نداره .
تمام آرزوی یک پرنده آسمانی ست با ابرهای سپید و دو بال برای فتح آن ... " پرواز توقف کرد" وقتی فکر می کنم می بینم گرز بزرگ زندگی همیشه و بدون
هیچ مقدمه ای ، چنان محکم خورده
به سرم که هیچ گاه ضربه هاش فراموشم نمی شه .
ولی این رو هم بگم که هیچ وقت بهش اجازه ندادم که گردنم و خم کنه ، سخت بود ولی تحمل می
کردم ، شاید تحملش به خاطر حرفهای امیدوار کنندۀ عزیز جون بود که می گفت " مردیو سختی
های زندگی ، اگه جا بزنی دیگه جا زدی "
ولی حالا چی ؟
می خوام اعتراف کنم " آره : می خوام اعتراف کنم " که این بار گردنم خورد شد ، زیر ضربه
های این گرز بزرگ ، آخه تو که نمی دونی عزیز دارم چی می کشم ، بازم بگو مردیو سختی
های زندگی ،
آخه تا کی ؟
می دونی هر چقدر هم که واسم دلیل و برهان بیاره بازم میگم نه ، اصلأ انتخاب خوبی نبود ، آ
آخه یکی نیست بگه چرا اون ؟؟؟ وقتی پوکه رو دیدم متوجه شدم که از یه دو لوله کالیبر 9 شیلیک شده ، چنان پر قدرت که تیکه
ها شو نمی شد جم کرد ، تا حالا ندیده بودم کسی بتونه یه پیرسوک و اونم از فاصله 5 متری
هدف گلوله خودش قرار بده ، اونم با یه دو لوله کالیبر 9 .
وقتی به لونۀ کنار برج فکر می کنم که هنوز کامل ساخته نشده چنان بغزگلومو فشار می ده
که ...
آخ که با چه زحمتی اونو تا اینجا رسونده بود ، می خوام خودم ساختنش و تموم کنم ، ولی نمی
دونم بزاغ دهنم اون قدر چسبندگی داره که بتونه تیکه های چوب و روی هم بچسبونه .
قرار بود روز پنج شنبه با هم مسابقه بدیم ، اونم تو ارتفاع 2 هزار متری ، خیلی با هم تمرین
کرده بودیم " واسه این مسابقه "
اولین پرواز زندگیم و با اون تجربه کردم ، جملۀ زیباش هنوز تو ذهنمه " اگه می خوای پرواز
کنی باید جسارت پرواز کردن و هم داشته باشی ، این و تو گوشات فرو کن پسر خوب "
شاید جسارت پرواز کردن رو با اولین جملۀ اون به دست آوردم و حالا با رفتن اون من باز اون
جسارت و از دست دادم ، انگار که با خودش آورده بود که وقتی خواست بره با خودش ببره ،
خدائیش لذتشم با خودش بود نه بدون خودش .
اون ستارۀ سمت چپ آسمون رو می بینی ، اون و خیلی دوست داشت ولی هیچ وقت دلیل شو
نگفت " با این که این همه اصرار کردم "
هیچ وقت فکر نمی کردم یه روز بیاد که روی ستارۀ سپید آرزوهاش پارچۀ سیاه نصب کنم .
خوب که یادم اومد بهتر عصر که عزیز جون میاد برم نردبونه توی حیاط خلوتش و بگیرم واسه
نصب پارچۀ سیاه
قرار بود اگه من بردم من و ببره و تمام آسمون رو بهم نشون بده ، آخه می گفت خیلی جای
زیباییه ، ولی چه حیف ،
" قسمت نبود..." " خدا هواشو داشته باش "
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 6 دی1386ساعت 17:17 توسط محمد معتمدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نامم محمد است
شهر من ، شهر دل است عاشقی شغل من و پيشه ی من شيدايی ست خانه ام پشت خرابات مغان ، کوچه ی عشق وجنون جنب ميخانه ی حافظ باشد من مهاجر هستم دير سالی ست که از کشور روح از بهشت جاويد ، پدرم رانده شده است پدرم ساکن آن باغی بود که در ان جويی از شير وشکر ، شهد وعسل جاری بود ميوه از شاخ درخت ، در دهانی افتاد پدرم در گذر وسوسه ها همه ی روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت من امروز همه ی دنيا را ، ميفروشم به جويی مهر وکمی عشق و دگر هيچ ، همين ساليانی ست در اين شهر ، گيوه ها فرسودند پاها را بنگر ، کوچه پر ابله است چشم من را بنگر که چه خسته است ز بيداريها نازنينم ديريست که به هر کوچه ، به هر خانه به هر پنجره ای و به هر برکه ی اب و به هر شاخ درخت و به هر قله ی کوه عشق را ميطلبم ساليانی ست به روز و به تاريکی شب و بر اين گنبد فيروزه تو را ميطلبم نازنينم ، من جنت را نه به گندم ، نه به جو می فروشم به نگاهی ، اهی !! .... |
| پیوندهای روزانه |
|
Dr azmandian استاد احمد شاملو radio javan forugh farrokhzad zendeh rood Dr Elahi Ghomshei Dr Ali Shariati iran poetry miadgah_groups taranehha_groups آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| لینک دوستان |
|
استاد الهام جم زاد * آناهید * دکتر محمد حسین بهرامیان من بهارم،دختر الهه ی باران(بهار دلارا) نینا زهرا * روزهای من بی تو * پریسا شهره لیاقت * بغض دریا * |
|
RSS
|